تبليغاتX
دلواپسي هاي يك ديوانه - بهت
 بهت

وقتی که ثانیه ها

اندر قریب یاد تو

فریاد می شوند

در بهت نام کوچک ات

در آتشفشان زجه و عربده

در احتضار بی منتهای دلتنگی

سوگ چشمان تو را  به نظاره ایستاده ام

برخیز  و ببین

ای

ابر بانوی من

|+| نوشته شده توسط mohi در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا